چگونه ملاله را قهرمان ساختند؟ / مادر صلح: زهره کریم نیا

ضمن شادباش به مناسبت تقدیم جایزه صلح نوبل به ملاله یوسف زی

 

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است  /    در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است

مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست/ از همین خاک، جهان دگری ساختن است (اقبال لاهوری)

عاملان ترور ملاله یوسف زی خواستند جریان شوم خشونت کوری را که ده ها سال بر منطقه حاکم کرده اند به نسل آتی نیز تسری دهند. شوم تر آن که مسببین عمل خود را با شهامت توجیه هم کردند. غافل از این که با این کار عملا به دست خود، شکست نهایی و رسوایی خود را اعلام کردند. گویی خشونت طلبان قرار ندارند که کشورهای منطقه در آینده نیز روی صلح و همزیستی مسالمت آمیز به خود ببینند. اما مسببین این واقعه ندانستند که اگر توان مقاومت مسلحانه و خشونت آمیز را در مقابل نیروهای خارجی داشته اند، با پرتاب یک گلوله به سوی ملاله از ملاله و خودآگاهی نسل جوان و مردم خسته از خشونت شکست خوردند. حمایت گسترده و جهانی از ملاله حکایت از شمارش معکوس شکست نیروهای خشونت طلب کرده و رایحه پایان خشونت محوری را در حل منازعات، به ارمغان آورد. این منطق تاریخ تکامل انسان است که این بار در وجود ملاله لب به سخن گشود.

پس از آن که کشورهای منطقه چندین دهه با استعمار مستقیم و غیرمستقیم غرب تاریخ خونین و غمباری را ورق زدند، با حمله عراق به ایران به تشویق غرب و شوروی سابق به افغانستان عصر جدید و خونباری در کشورهای منطقه آغازیدن گرفت. نتیجه آن تا کنون در کنار ادامه دخالت های پیشین کشورهای غربی، این بار درگیری های بومی و خودزنی اقوام و ملت ها نیز بر خشونت ها اضافه شد. اما تاکنون نه تنها با این همه تلفات انسانی و مالی مشکلی از این کشورها حل نشده و بر مصائب افزوده شده بلکه طی این سی سال به علاوه استعدادهای زیادی نیزازاین مناطق برای همیشه مهاجرت کردند، ضربه ای که جبران آن بسی دشوار است.

اما همان گونه که در شوره زارهایی که نه صدای عندلیبی به گوش می رسد و نه گلی روییده باز هم گیاهی در حال رشد مشاهده می کنیم، گوئی طبیعت و راز بقاء، جوامع انسانی را نیز از این نعمت محروم نکرده. در شوره زار خشونت نوباوه ای چون ملاله با دست خالی ولی با قلبی آکنده از نوع دوستی و عشق به حقیقت جویی و مدنیت از پشت میز مدرسه به بشریت می آموزاند که چگونه اراده و خلاقیت انسان با روشی ساده و بدون تفنگ هم می تواند سرودی نو بسراید. خشونت طلبان بی رحم از قرارهنوز هم با وجود مشاهده نتایج اسفبار چند دهه خشونت گرایی خود نیاموخته اند که از طرق مسالمت آمیز و گفتمان هم می توان گره منازعات را گشود. آنها که صرفا به قدرت و باورهای قرون وسطایی خود فکر کرده و نه جان انسان ها برایشان ارزش دارد و نه منافع ملی، غافل از آنند که با ترور ملاله او را به قهرمان فراموش نشدنی ای فراخواندند که مدت های مدیدی به ویژه زنان منطقه در انتظارش بودند. آنها باز هم غافل از آنند که روش آنها مدت ها است که از کار افتاده. در نشان دادن میزان تحجر و عقب افتادگی و کوردلی آنها همین کافی که برای پیشبرد اهداف خود مدرسه اطفال را هم تخریب می کنند! چه کسی باور می کند که در دنیایی که تنها و تنها آموزش زیربنای ترقی و تعالی و معنویت به شمار می رود، با این روش ها می توان جامعه سالمی ساخت؟ خشونت طلبان کور دل هنوز هم پس از سه دهه نمی بینند که اگر روش آنها تنها در نابودی و تخریب موثر بوده، اما در زمینه آبادانی و فرهنگ سازی کوچکترین ره آوردی نداشته اند. آیا نسل جوان به دنبال چنین آینده ای است؟

ما طی این سال ها بارها شاد بودیم که چه تلاش هایی توسط دولت ها و سازمان ها جهت آگاهی مردم و به ویژه زنان انجام گرفت (بدون آنکه بخواهیم اهمیت و ارزش آنها را کاهش دهیم)، اما هیچ یک با چنان حمایت و استقبال جهانی روبرو نشدند که گلوله ای در بدن مظلوم و بی گناهی در پی داشت. چرا و چگونه؟ زندگی ملاله و جریان شهرت یافتن او درحقیقت حکایت از اسرار ناشناخته ای در هستی و توان عشق در انسان می کند که گاه رویدادهایی به صورت معجزه رخ نموده، به تغییرمسیر تاریخ انجامیده و انسان صرفا با این شواهد با گوشه هایی از آن آشنا می شود. سعدی تنها با یک بیت شعر دنیای فلسفه غامض عشق و عملکرد آن را چنین نغز و ساده توضیح می دهد:

عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست، عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها بر این اساس چنانچه قرار می بود که سرنوشت جهان را تنها به دست عقل عافیت طلب و مصلحت اندیش سپرد ، اکنون بشریت قرن ها در سکوت و سیطره یک یا چند ابر قدرت و بدون هیچ تعالی فرهنگی و هنری و معنوی دست و پا می زد.

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار /  کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش  (حافظ)

به عنوان نمونه ای از تاریخ عصر جدید کسانی که با سکوت و سکون مرگزای حاکم در اقمار ابر قدرت شوروی سابق آشنا بودند تا مدت کوتاهی قبل از سقوط سریع آن همچون کاخی مقوائی هرگز چنان تحولی را نه پیش بینی می کردند و نه محتمل می دانستند.

آری نوباوه ای چهارده ساله در شهری کوچک باعث تحولی می شود که نه مراکز علمی عظیم و نه سازمان های وسیع چنین قدرتی در کف می بود. زمانی که زایش دوران جدیدی فرا می رسد ته تنها هیچ قدرتی توان مقابله ندارد ، بلکه ناخود آگاه مخالفان به آن یاری می رسانند! آری گفته می شود و می دانیم که تحول همواره و همیشه از منفذی وارد می شود که هیچ کس احتمال نمی داده. گویند در چنین شرایط بال زدن یک پروانه می تواند وضعیت جوی چین را دگرگون سازد! این ها همه پیام دلنشین امید به انسان در هر شرایطی است و این که ارزش هر فرد در هستی تا چه اندازه می تواند نه تنها برای خود بلکه برای هم نوعان و تاریخ مفید باشد. لیکن لازمه آن تلاش مخلصانه و خلاقانه در جهت شناخت حقیقت است.

تو پای به  راه نه و هیچ مپرس  /  خود راه بگویدت که چون باید رفت (عطار)

آری هستی اسرار نهفته زیادی در آستین دارد که در عرفان مشرق زمین از آنها سخن بسیار رفته است. نوجوانی چون ملاله بدون تردید فرزندی از این مکتب است و چه الگوی پاک و دوست داشتنی برای نسل جوان که دشمنانش او را به این مقام رساندند.

این مقام بر ملاله و همه نوباوگان شرق مبارک باد

اجتماعی مقالات

4 Comments

  1. روبان پاسخ

    ملاله مادری ازجنس مادران صلح ایران است منتها در پاکستان و با دیدگاه مشترک

  2. فرخنده پاسخ

    زهره جان سپاس از نوشته زیبایتان . استفاده کردیم

  3. کاظم پاسخ

    زهره جان موفق باشی

  4. parvane rezaeian پاسخ

    ملاله دلباخته ی کسب علم در میان انبوهی از کوردلان

ارسال نظر