آوای صلح

لحظه ها / شعر: مادر صلح شهلا فروزانفر

لحظه ها عریانند می توانی لباس اندوه بر تن شان ببافی یا شاید جامه ای...

از زبان خداوندگار غزل سعدی

بگذار تا مقــــــــــــابل روی تو بگـــــــــــــــذریم دزدیده در شمـــــــــایل خوب تو بنگـــــــــــریم شوق است در جـــدایی و...

جمله صورت ما / شعر از مادر صلح: ری را عباسی

بپاش شورتر از نمک بپاش ما گناهکارانِ شوریده به این درگاهیم ما به دامنِ این گربه...

روز بزرگداشت حافظ مبارک باد

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه...

فرخنده باد روز بزرگداشت مولانا

مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من...

مرگ هم چونان زندگی دست آموز غزل های او می شود!

در ادبیات شاعرانه سیمین بهبهانی که از اوان جوانی و سال های پیش...

سیمین بهبهانی بانوی شعر و غزل ایران رفت

یار و یاور درد آشنای شیر زنان وطن،  دیدگان مهربانش را بر هم نهاد و...

در جواب شعر «نشانی» سهراب سپهری

خانه دوست کجاست پشت این تخته سیاه روی دفترز قلم نم دیده روی لبهای معلم جاریست

خانه ی صلح

لب ها لب ها را که نخندی سونامی دیگری در عروق شب هایم تکرار می شود. این جا...

نغمه صلح / مادر صلح: فریبا شویدی

تو لطف یزدان منی ...